QICTU مرکز رشد دانشگاه آزاد اسلامی قزوین
●   | امروز : جمعه 31/ 06/ 1396  |  جستجو

منوی اصلی

نام و نام خانوادگی

ایمیل :

شماره تلفن همراه

وضعیت اشتغال

مقطع تحصیلی

رشته تحصیلی

 صـفـحـه اصـلـی > کارآفرینی چیست؟

مفهوم کارآفرينی
مفهوم کارآفرينی
كارآفريني مفهومي است كه تاكنون از ديدگاههاي مختلف مورد بررسي قرار گرفته است و همه بر اين باورند كه كارآفريني( Entrepreneurship) موتور محركه توسعه اقتصادي كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه است. سه دليل مهم كشورها براي توجه به مقوله كارآفريني , توليد ثروت , توسعه تكنولوژي و اشتغال مولد است.درحالي كه در كشور ما به اشتباه اين مفهوم صرفاً با اشتغال زايي مترادف شده و فقط براي حل مشكل اشتغال به سمت كار آفريني پيش مي رويم .
در اواخر دهه70 در بسياري از كشورهاي پيشرفته به علت تغيير در ارزشها و گرايشهاي جامعه و البته تغييرات جمعيت شناختي , موجي از كسب و كارهاي كوچك و افراد خود اشتغال به وجود آمد. به علت تاثيرات عميق اين پديده مطالعات زيادي از چهار ديدگاه اقتصاد , مديريت , جامعه شناسي و روان شناسي انجام شده است . باوجود قدمت بررسي كارآفريني و تلاش محققين فراوان , مانند ساير مفاهيم علوم انساني ارائه تعريفي قطعي و مشخص براي آن , كاري دشوار و حتي غيرممكن است. توجه به سير تكاملي اين مفهوم , خود شامل نكات جالبي است.در سير تكاملي مفهوم كارآفريني ,عوامل زيادي مانند ريسك پذيري, نوآوري و ... به اين مفهوم اضافه شده است.
در بخش حاضر, براي درك بهتر كارآفريني, سير تاريخي تعريف كارآفريني و تغيير نگرش به آن از ابتدا تاكنون مورد بررسي قرار مي گيرد.

 سير تاريخي مفهوم كارآفريني
 سير تاريخي مفهوم كارآفريني
ريشه واژه كارآفريني از كلمه فرانسوي Entreprendre , اصطلاحاً به معناي واسطه يا دلال, مشتق شده است . اين واژه در طول زمان همراه باتحول شيوه هاي توليد و ارزش هاي اجتماعي دچار دگرگوني و افزايش مفاهيم در بر گيرنده شده است . از آنجا كه بررسي اين تحولات و موارد كاربرد اين واژه تا حد زيادي در راستاي توسعه نظريه كارآفريني حركت كرده است, مروري داريم به پنج دوره دگرگوني, در مفهوم كارآفريني .
دوره اول:
قرون 15 و 16 ميلادي «صاحبان پروژه هاي بزرگ»
اولين تعاريف كارآفريني در اين دوره ارائه مي شود. اين دوره همزمان با دوره قدرتمندي ملاكين و حكومتهاي فئودالي در اروپا است. كارآفرين كسي است كه مسئوليت اجراي پروژه هاي بزرگ رابر عهده مي گيرد و البته در اين راه مخاطره اي را نمي پذيرد, زيرا عموماً منابع توسط حكومت محلي تامين مي شود و او صرفاً مديريت ميكند. نمونه بارز كارآفرين در اين دوره معماران مسوول ساخت كليسا, قلعه ها و تاسيسات نظامي هستند.
دوره دوم:
قرن 17 ميلادي «مخاطره پذيري»
در اين دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتي بعد جديدي به كارآفريني اضافه شد: مخاطره. كانتيلون يكي از اولين محققين اين موضوع, كارآفريني را اينگونه تعريف مي كند: ً كارآفرين كسي است كه منابع را با قيمت نامشخص مي خرد, روي آن فرايندي انجام مي دهد و آن را به قيمتي نامشخص و تضمين نشده مي فروشد, از اين رو مخاطره پذير است.ً كارآفرين در اين دوره شامل كساني نظير بازرگانان, صنعتگران و ديگر مالكان خصوصي مي گرديد.
دوره سوم:
قرون 18 و 19 ميلادي و اوايل قرن بيستم « تمايز كارآفرينان از ديگر بازيگران صحنه اقتصاد»
در اين دوره ابتدا كارآفرين از تامين كننده سرمايه متمايز مي گردد. يعني كسي كه ً مخاطره ً مي كند باكسي كه سرمايه را تامين مي كند, متفاوت است.
اديسون به عنوان يكي از كارآفرينان اين دوره پايه گذار فن آوري هاي جديد شناخته مي شود, ولي او سرمايه مورد نياز فعاليت هاي خود را از طريق اخذ وام از سرمايه گذاران خصوصي تامين مي كرد. همچنين دراين دوره ميان كارآفرين و مدير كسب و كار نيز تفاوت گذارده مي شود.كسي كه سود حاصل از سرمايه را دريافت مي كند با شخصي كه سود حاصل از توانمندي هاي مديريتي را دريافت مي كند, تفاوت دارد.
دوره چهارم:
دهه هاي مياني بيستم ميلادي «نوآوري»
مفهوم نوآوري در اين دوره به يك جزء اصلي تعريف كارآفريني تبديل مي شود. از تعاريف برآمده از اين دوره مي توان موارد زير را نام برد .
كارآفرين فردي نوآور و توسعه دهنده فن آوري هاي به كار گرفته نشده است (جوزف شومپيتر 1934). كارآفرينان كسب و كاري جديد را شروع مي كنند در حالي كه ديگران برخلاف آنان تغييرات اندكي درمحصولات موجود مي دهند.(ويكلن, 1979).
مفهوم نوآوري مي تواند شامل همه چيز, از خلق محصولي جديد تا ايجاد يك نظام توزيع نوين يا حتي ايجاد يك ساختار سازماني جديد براي انجام كارها باشد.اضافه شدن اين مفهوم به خاطر افزايش رقابت در بازار محصولات و تلاش در استفاده از نوآوري براي ايجاد مزيت رقابتي در كسب و كارهاي موجود و بقاي آنهاست.
دوره پنجم:
دوران معاصر (از 1980 تاكنون) «رويكرد چند جانبه»
در اين دوره همزمان با موج جديد ايجاد كسب و كارهاي كوچك و رشد اقتصادي و شناخته شدن كارآفريني به عنوان تسريع كننده اين ساز و كار, توجه زيادي به اين رشته جلب شد. تا اين زمان كارآفريني فقط از ديدگاه محققان اقتصادي مورد بررسي قرار مي گرفت, ولي در اين دوره توجه جامعه شناسان و روانشناسان نيز به اين رشته معطوف گرديد. عمده توجه اين محققين بر شناخت ويژگي هاي كارآفرينان و علل حركت فرد به سوي كارآفريني است.
از تعاريف شناخته شده تر اين دوره مي توان به مورد زير اشاره كرد:
كارآفريني روند پويايي در جهت ابجاد و افزايش سرمايه است, اين كار توسط كسي انجام مي شود كه مخاطره از دست دادن زمان يا فرصت هاي شغلي ديگر را با هدف ايجاد ارزش براي يك محصول يا خدمت مي پذيرد (رابرت رونستات, 1983).
امروزه واژه كارآفريني مفاهيم زير را به ذهن متبادر مي سازد:
نوآوري
مخاطره پذيري
ايجادياتجديد ساختار يك واحد اقتصادي, اجتماعي
رضايت شخصي و استقلال طلبي
كارآفرين ايده اي را يافته و آن را تبديل به فرصتي اقتصادي مي كند. در فضاي كسب و كار, فرصت, فكر نويي است كه قابليت تجاري شدن دارد.آگاهي از محيط, بازار و نيازهاي مشتري و نگرش كارآفرين او را در، يافتن فرصت و پرداختن به آن ياري ميد هد. سپس كارآفرين يك طرح تجاري مي نويسد كه در آن مسائلي چون بازار محصول يا خدمت, مسائل حقوقي و قانوني شركت, تامين سرمايه راه اندازي و رشد, سازماندهي و مديريت كسب و كار را بررسي مي نمايد.
در واقع كارآفرين مانند يك رهبر اركستر وظيفه دارد كه مهارت ها و توانايي هاي مختلف را در كنار هم جمع نمايد و برنامه اي تدوين شده ارائه دهد.همانطور كه صدا بايد دلنشين باشد,طرح نهايي كارآفرين نيز بايد زيبا باشد.
دو رويكرد متفاوت به كارآفريني وجود دارد:رويكرد شخصيتي و رويكرد رفتاري.در رويكرد شخصيتي,تمركز بر كارآفرين و شناسايي ويزگيهاي فردي اوست.در واقع اين رويكرد تقدم زماني دارد چرا كه اول كارآفرينان وجود داشتند و بعد كارآفريني به عنوان يك مفهوم مستقل به وجود آمد. در رويكرد رفتاري تكيه بر رفتارهاي كارآفرين در فرآيند راه اندازي يك كسب و كار است.البته قابل ذكر است امروزه كارآفرين تنها يك جزء از فرآيند كارآفريني است.
درانتها, شايد بهترين تعريفي كه مي توان ارائه كرد اين است كه كارآفريني عبارت است از فرآيند نوآوري و بهره گيري از فرصت ها,باتلاش و پشتكار بسيار و همراه با پذيرش ريسك هاي مالي, رواني و اجتماعي كه باانگيزه كسب سود مالي,توفيق طلبي ,رضايت شخصي و استقلال صورت پذيرد(هيسريچ,1985).

انواع كارآفريني
انواع كارآفريني
علاوه بر كارآفريني فردي,در دهه هاي اخير دو واژه كارآفريني درون سازماني و كارآفريني شركتي نيز در ادبيات كارآفريني به ميان آمده اند.علت رواج اين مفاهيم, هماهنگي با تغييرات محيط اجتماعي و اقتصادي بوده است.
پينگات,كارآفريني درون سازماني را اين چنين تعريف مي كند: ً كارآفرين درون سازماني, روياپردازي است كه مسووليت به ثمر رساندن يك نوآوري را در درون سازمان برعهده مي گيرد". او ادامه مي دهد ً كارآفرين درون سازماني ممكن است مبتكر يا مخترع باشد اما هميشه فردي است كه مي داند چگونه يك ايده را به واقعيتي سودآور تبديل كند.ً
كارآفريني شركتي شامل فعاليت هاي رسمي و غيررسمي است كه با هدف ايجاد كسب و كار جديد, محصول و فرآيندهاي جديد و توسعه بازار صورت مي گيرد. تحقيقات جديد سه مفهوم را در تعريف كارآفريني شركتي نام مي برند: تجديد راهبرد(نوسازي راهبردها/تجديد ساختار سازمان), نوآوري(ارائه چيز جديدي به بازار) و كسب و كار درون شركت (فعاليت هاي كارآفرينانه شركتي كه منجر به ايجاد كسب و كاري جديد در درون شركت مادر مي شوند). تمايل به اينگونه كارآفريني در پاسخ به افزايش سريع تعداد رقبا,عدم اعتماد به شيوه هاي سنتي كسب و كار, حركت تعداد زيادي از افراد نخبه به سمت ايجاد كسب و كارهاي كوچك مستقل,رقابت بين المللي و نيازبه افزايش بهره وري، افزايش يافته است. در شركت هاي جديد انقلاب جديدي به سوي تسهيل امر كارآفريني درون سازماني و تقدير از كارآفرينان درون سازماني جريان دارد.

كارآفرين كيست؟
كارآفرين كيست؟
زمان زيادي نيست كه كلمات كارآفرين و كارآفريني در رسانه هاي مختلف تكرار مي شود و هركس به سليقه خود از اين واژه جديد براي اشاره به مديران, افراد موفق ,سرمايه داران,سرمايه گذاران,صادركنندگان,دلال ها و تاجران استفاده مي كند. هرچند هركدام از اين افراد ممكن است كارآفرين باشند ولي هيچكدام مصداق كاملي براي اين مفهوم نيستند.
به راستي كارآفرين كيست؟ آيا كارآفرينان ويژگيهاي متمايزي از ديگر بازيگران صحنه اقتصاد دارند؟
نگاهي به مسير حركت فعاليت هاي كارآفرينان, مبدا و منشا حركت و انرژي كه در طول مسير آنان را تغذيه مي نمايد در تصويري اجمالي از شخصيت كارآفرين ارائه شده است.
چه چيز باعث مي شود كه نشاط حركت به لختي و سكون غلبه كند؟ آرزوي آن چيزي كه امروز نيست ولي فردا مي تواند باشد, اولين چيزي است كه جمود كارآفرين را درهم مي شكند.يعني كارآفرين آرزومند است.
آنچه جهت و مسير كارآفرين را براي رسيدن به آرزوهايش تعيين مي كند از درون او برمي خيزد.عزم او براي حركت يا توقف و اقدام يا عدم اقدام, چيزي نيست كه مولود شرايط, محيط يا اطرافيان باشد.يعني كارآفرين كنترل دروني دارد.
او براي اينكه بتواند درست آن چه را كه مي انديشد عينيت بخشد و عزم خود را عملي كند بايد رئيس و كارفرماي خود باشد.يعني كارآفرين نياز به استقلال دارد.
ذهن پوياي او مرزهاي از پيش تعيين شده و قالب هاي رايج را درهم مي شكند و با وجودي كه همان چيزي را مي بيند كه ديگران مي بينند, اما چيزي را مي انديشد كه ديگران نمي انديشند.يعني كارآفرين خلاق است.
وقتي كه خلاقيت از ذهن به عمل منتقل مي شود, نوآوري صورت مي گيرد.نوآوري يعني پيمودن راه نارفته,كسي كه اولين بار راهي را مي پيمايد,اولين كسي است كه مي تواند خبر مخاطرات راه را براي ديگران بياورد.يعني كارآفرين خطرپذير است.او به جاي آن كه منتظر ضمانت يك پايان موفق بماند,به فكر و تلاش خود تكيه مي زند,به مشكلات حمله مي كند و پيش مي رود.يعني كارآفرين منفعل نيست و براي استقبال از آينده روحيه اي تهاجمي دارد.
لحظه تصميم آغاز, تنها زماني نيست كه او با ريسك مخاطره مواجه مي شود.ابهام يك پايان نامعلوم, بر هر قدم اين راه سايه مي اندازد.يعني كارآفرين قدرت تحمل ابهام دارد.
به استقبال فردا رفتن, آخر ماجرا نيست . كسي كه آگاهانه و پيشاپيش خود را در ميدان مواجهه با مسائل مي اندازد, بايد توان سخت كاركردن در شرايط پرتنش راهم داشته باشد.يعني كارآفرين با وجود فشار زياد, كارآيي خود را حفظ مي كند.
بايد گفت تعريف مجموعه اي از صفاتي كه كارآفرين ايده آل را به تصويربكشد,امكان پذير نيست و از طرفي هركارآفريني تمام ويژگيهاي بدست آمده در تحقيقات كارآفريني را ندارد.برخي ديگر از ويژگيهايي كه محققين بسياري آنها را به عنوان ويژگيهاي كارآفرين بر شمرده اند عبارتند از:
آينده نگر بودن و داشتن چشم انداز: چشم انداز براي شخص كارآفرين كاملاً شفاف و خالي از هرگونه ابهام بوده و لذا قابل انتقال به ديگران مي باشد. داشتن چنين چشم اندازي به كارآفرين كمك مي كند تاحركتي مستمر و بدون سردرگمي و مستقيم به سمت هدف داشته باشد.علاوه بر اين، چشم انداز قابل انتقال , ديگران را نيز در طي مسير همراه و مدديار او مي نمايد.
مصمم بودن: عزم راسخ كارآفرينان يكي ديگر از ويژگيهاي بارز آنهاست كه انرژي و تعهد لازم براي كسب موفقيت را ايجاد مي كند.كارآفرينان مصمم از ايده هاي جديد و فرصت ها و پيشنهادهاي شغلي ديگر چشم پوشي كرده و در مقابل به كاري كه براي خود برگزيده اند پايبند مي مانند.اين قطعيت كارآفرين را طي فرايند راه اندازي از هرگونه شك و ترديد و دودلي مصون نگاه مي دارد تا حدي كه مخالفت نزديكان و آشنايان نيز نمي تواند در اراده آنان خللي وارد نموده بلكه دودلي ديگران نيز تحت تاثير اين قطعيت برطرف مي شود.
تمركز: براي اينكه كارآفرين از انجام موفقيت آميز تمام طرح و برنامه ها و جزئيات كار مطمئن باشد, لازم است كه همانند يك فوتباليست خوب كه لحظه اي چشم از توپ برنمي دارد در تمام لحظات با تمركز بر چشم انداز, همه انرژي, وقت و ساير منابع را حول اين هدف مصروف نمايد.
انگيزش: نياز خودشكوفايي يكي از مهمترين انگيزه هاي كارآفرينان در محقق كردن چشم انداز خود است.نتيجه اين نياز قوي اين است كه در مسير حركت به سوي هدف,هرچيز ديگري در اولويت پايين تري قرار مي گيرد.در روابط شخصي, علايق خارج از اين چشم انداز و يا پروژه هاي باسود مالي زياد, همه از مواردي هستند كه در مقايسه با هدف, اولويت پايين تري خواهند داشت.البته سود مالي بندرت انگيزه كارآفرينان قرار مي گيرد چرا كه پول به تنهايي نمي تواند انگيزه انجام تمام زحماتي باشد كه در شروع يك فعاليت كار آفرينانه لازم است, هرچند كه معيار خوبي براي اندازه گيري موفقيت فعاليت كارآفرينان است.
وقف و از خودگذشتگي : كارآفرينان همه زندگي خود را وقف كار نموده اند. بسيار سخت كوش هستند و پشتكار آنان مثال زدني است در حقيقت آنان از كار در راستاي هدف خود لذت مي برند.داشتن چشم انداز روشن و تركيب آن با خوش بيني و ريسك پذيري كارآفرينان, سخت كوشي و تعلق خاطر به كار را در آنان پديد مي آورد.

كارآفريني و اقتصاد
كارآفريني و اقتصاد
دامنه تاثيرات كارآفريني بر جامعه بسيار وسيع است. از تغيير در ارزشهاي اجتماعي تا رشد شتابان اقتصادي, محققين تغييرات مختلفي را كه رواج فرهنگ كارآفريني در يك جامعه ايجاد مي كند بررسي كرده و آثار آن را از ديدگاههاي متفاوت مورد بحث قرار داده اند , برخي از تاثيرات ذكر شده عبارتند از:
• ايجاد ثروت
• اشتغال زايي
• ايجاد و توسعه فن آوري
• ترغيب و تشويق سرمايه گذاري
• شناخت,ايجاد و گسترش بازارهاي جديد
• افزايش رفاه
• ساماندهي و استفاده اثربخش از منابع
پيامدهاي مثبت توسعه كارآفريني در اقتصاد كشور بيش از ساير اثرات آن مورد توجه قرار گرفته است. به باور محققين, كارآفرينان از رسيدن نظام اقتصادي به تعادل ايستا جلوگيري مي كنند و بواسطه رفتارهاي فرصت جويانه خود, اقدام به فرصت سازي براي كليت نظام اقتصادي مي نمايند. تاثيرات ديگري نظير ايجاد اشتغال و رشداقتصادي نيز مدنظر پژوهشگران بوده است.

كارآفريني,پايه هاي شكل گيري اقتصاد نوين
كارآفريني,پايه هاي شكل گيري اقتصاد نوين
اقتصاد در ابتداي هزاره سوم ميلادي شاهد دگرگوني هاي شگرفي بوده است.انقلاب فن آوري اطلاعات و تغيير تركيب نيروي كار به نفع نيروهاي دانش- محور از زمره اين تغييرات است.
شايد مهمترين روندي كه در اقتصاد ديده مي شود حركت به سوي نظام اقتصادي با ماهيت شبكه اي است.درچنين اقتصادي كنترل و تخصيص منابع به صورت توزيع شده صورت مي گيرد و نقش شبكه هاي اجتماعي در رشد و توسعه اقتصادي به مراتب بيش از نظام متمركز برنامه ريزي دولتي خواهد بود.نقش كارآفرينان در رويكرد شبكه مدار به مراتب پررنگ تر از رويكرد اقتصاد كلاسيك است. در اقتصاد نوين , كارآفرينان در شبكه هاي اجتماعي نقش عناصر فعالي را ايفا مي كنند و موجب ارتقاي بازده سرمايه هاي مادي و انساني مي شوند.

كارآفريني و رشد اقتصادي
كارآفريني و رشد اقتصادي
ويژگي بارز اقتصاد امروز تغييرات سريع است.درچنين اقتصادي كشورهايي مي توانند موفق باشند كه قابليت تطبيق با اين تغييرات را داشته باشند. كشورهايي كه در آنها ميزان فعاليتهاي كارآفرينانه بالاتر است به واسطه طبيعت كارآفريني در تطبيق با تغييرات , قادرند تا در اقتصاد جهان موقعيت بهتري كسب كنند. تحقيقات انجام شده نشان داده است كه رشد اقتصادي با سطح فعاليتهاي كارآفرينانه همبستگي مثبت دارد. به عنوان مثال در تحقيق )GEM General Entrepreneurship Monitor )،كه به صورت ساليانه فعاليتهاي كارآفريني و تاثيرات آن را در كشورهاي مختلف مورد بررسي قرار مي دهد و در حال حاضر در بيش از 20 كشور جهان صورت مي گيرد, اين نتيجه به دست آمده است كه نرخ رشد اقتصادي يك كشور رابطه معني دار يا سطح فعاليتيهاي كارآفرينانه آن كشور دارد.

كارآفريني و اشتغال
كارآفريني و اشتغال
كار آفرينان در ايجاد اشتغال نيز نقش مهمي ايفا مي نمايند.درحدود نيمي از كاركنان كشورهاي توسعه يافته در كسب و كارهاي كوچك مشغول فعاليت هستند. بيشتر مشاغل جديد را كسب و كارهاي كوچك ايجاد مي كنند و سهم اين كسب و كارها در بازار كار در حال افزايش است. از سال 1980 تاكنون كسب و كارهاي كوچك در اقتصاد آمريكا بيش از 34 ميليون شغل ايجاد كرده اند.حال آنكه از تعداد كاركنان شركتهاي بزرگ در اين كشورها كاسته شده است.

كارآفريني و رشد فن‎آوري
كارآفريني و رشد فن‎آوري
بيش از 67 درصد از نوآوريها در زمينه فن آوري و حدود 95 درصد از نوآوريهاي منجر به تحولات بنيادي در عرصه صنعت را كسب و كارهاي كارآفرينانه پديد آورده اند.كارآفرينان از طريق ايجاد فن آوري, محصولات و خدمات جديد, قدرت انتخاب مصرف كنندگان را افزايش داده و با افزايش بهره وري كار, سرگرميهاي نو, بهبود بهداشت و سلامتي, تسهيل ارتباطات و ... موجب افزايش كيفيت زندگي نوع بشر مي شوند.در واقع بيشترين بخش نسل جديد صنايع را كارآفرينان ايجاد كرده اند كه مي توان از رايانه هاي شخصي , تلفنهاي همراه,خريد از طريق اينترنت و صنعت نرم افزار به عنوان نمونه هايي از آن ياد نمود.

آموزش كارآفريني
آموزش كارآفريني
• اهميت كارآفريني انكار ناپذير و پرداختن به آن از ضروريات حال حاضر كليه كشورها است.
• براساس بررسي هاي به عمل آمده نقش و جايگاه كارآفريني كاملاً مشخص و پرداختن به آن جزو برنامه هاي اصلي طرحهاي توسعه كارآفريني كشورها است.
• اهدافي كه در برنامه هاي آموزش و پرورش كارآفرينان پيگيري مي شود عبارتند از:تربيت كارآفرينان جديد, هدايت كارآفرينان به سمت كسب مهارتهاي لازم و ارائه مهارتهاي لازم به آنان به منظور بالابردن ميزان موفقيت آنان در كسب و كارهايي كه شروع مي نمايند.

ضرورت آموزش كارآفريني
ضرورت آموزش كارآفريني
در حال حاضر سير تحولات جهاني , كارآفرينان را در خط مقدم توسعه فن آوري و توسعه اقتصادي قرار داده است. تجربه موفقيت آميز اغلب كشورهاي پيشرفته و نيز برخي از كشورهاي در حال توسعه در عبور از بحرانهاي اقتصادي به واسطه توسعه كارآفريني در آن كشورها, موجب گرديده تا ساير كشورها نيز براي كارآفريني, كارآفرينان و شكل گيري كسب و كارهاي نوآورانه اهميت خاصي قائل گردند. با عنايت به پديده جهاني شدن اقتصاد, برخي عقيده دارند كه « بازارهاي جهاني فردا از آن شركتهايي است كه به ريسك پذيري كارآفرينانه بها مي دهند و براي گسترش سرمايه هاي فكري خود در حد كلان سرمايه گذاري مي كنند, در بالندگي فردي پرتلاشند و در خط مشي گذاري, شرايط محيطي را مد نظر قرار مي دهند» (به نقل از احمد پور). بر همين اساس, توسعه كارآفريني از جنبه هاي گوناگون مدنظر قرار گرفته است. آموزش, يكي از جنبه هاي مهم در گسترش كارآفريني است كه مورد توجه ويژه اي واقع شده است. با توجه به مطالعات مختلفي كه صورت گرفته ثابت شده كه ويژگيهاي كارآفرينان اغلب اكتسابي است و نه توارثي و از اين رو در حال حاضر آموزش كارآفريني به يكي از مهمترين و گسترده ترين فعاليتهاي دانشگاهها تبديل شده است.

اهميت و جايگاه آموزش كارآفريني
اهميت و جايگاه آموزش كارآفريني
با ورود جامعه شناسان و روانشناسان به عرصه مطالعات و تحقيقات پيرامون كارآفريني و كارآفرينان و نتايجي كه از اين تحقيقات حاصل شده,ضرورت كارآفريني و توسعه آن (بويژه آموزش كارآفريني ) بيش از پيش مشهود گرديد و همين امر موجب افزايش تلاشها براي توسعه كارآفريني و آموزش آن در دو دهه گذشته شده است. از جمله كساني كه در زمينه بررسي ويژگيهاي كارآفرينان مطالعه و تحقيقاتي انجام داده اند مي توان به مك كله لند,كارلند,جان استوارت ميل,بروكهاوس,ديويدبرچ,تيمونز,كالينز,مور,ماير,گلدشتاين و نورد اشاره كرد.نتايج اين تحقيقات بر اكتسابي بودن اغلب ويژگي هاي كارآفرينان تاكيد دارد.لذا بايد در فراهم آوردن محيط مناسب و آموزشهايي كه ويژگي ها,تجربيات و مهارتهاي لازم را در افراد تقويت كند,سعي نمود. بررسيهاي محققين منتج به پيش بيني و طراحي دوره هاي آموزشي كارآفريني شده است, به طوري كه دوره هاي آموزشي كارآفريني با هدف تربيت افرادي با اعتماد به نفس بالا, فرصت شناس و به طور كلي افرادي كه تمايل بيشتري به راه اندازي كسب و كارهاي مستقل دارند,طراحي شده اند. در حقيقت هدف اين بوده تا افراد در طي دوران تحصيل , افرادي موسس تربيت شوند(كاتن) اين افراد شامل پيشگامان در فعاليتها, ماجراجويان,جسوران,مبتكران,فرصت طلبان,جاه طلبان و ارتقاء جويان مي باشند(گيب 1987). اين قبيل دوره ها به دنبال بهبود انگيزش گرايش هايي همچون تمايل به استقلال , فرصت جويي , ابتكار , تمايل به مخاطره پذيري , تعهد به كار , تمايل به حل مشكلات و لذت بردن از عدم قطعيت و ابهام مي باشد. باتوجه به ضرورتهاي آموزش كارآفريني , اولين دوره هاي آموزشي در اين زمينه از اواخر سال 1960 در آمريكا شروع شدو در حال حاضر دانشكده ها و دانشگاههاي بسياري از كشورهاي دنيا دوره هاي آموزش كارآفريني را در برنامه هاي آموزشي خود گنجانده اند.

اهداف آموزش كارآفريني
اهداف آموزش كارآفريني
به طور كلي هدفهاي مورد نظر در آموزش كارآفريني به شرح ذيل مي باشند:
الف)تحريك انگيزه ها:يكي از اهداف در آموزش و ترويج كارآفريني تحريك انگيزه ها در افرادي است كه داراي خصوصيات كارآفرينانه مي باشند.شناخت اين افراد از توانايي هاي خود و آگاهي دادن در اين زمينه و برانگيختن آنها از اصلي ترين وظايف آموزش كارآفريني است.تحريك انگيزه هايي از قبيل:ميل به كسب ثروت,توفيق طلبي ,استقلال طلبي, تمايل به ساختن چيزي نو , قبول نداشتن شيوه هاي موجود, قرار نگرفتن فرد در پايگاه اجتماعي كه لياقتش را دارد و نظاير آن موجب مي شود كه فرد را در مسير كارآفرين شدن قرار دهد.

ب)پرورش ويژگي ها:چنانكه ذكر شد ويژگي هايي كه موجب مي گردد فرد كارآفرين شود,توارثي نيست بلكه اكتسابي است.بنابراين پرورش اين ويژگيها در افراد مختلف لازم است.برخي از افراد در محيط هايي پرورش مي يابند كه زمينه براي تحريك انگيزه ها و پرورش ويژگي هاي آنان فراهم است , بنابراين در صورتي كه اين افراد كسب و كاري را شروع نمايند ,مطالعات نشان داده كه اغلب با موفقيت همراه خواهد بود.اما بيشتر مردم در چنين محيط هايي قرار ندارند, لذا ايجاد انگيزش و پرورش ويژگي ها از طريق برنامه هاي آموزشي براي آنان لازم است.اين ويژگي ها شامل مواردي همچون آموزش تفكر خلاق,بالابردن ريسك پذيري ,بالابردن قدرت تحمل ابهام, دادن اعتماد به نفس , فرصت شناسي , دادن اطلاعات آموزشي نسبت به خصوصيات رواني شخص از قبيل مركز كنترل مي باشد.
ج)آموزش مهارتها:اين آموزشها به سه بعد تقسيم مي گردند:
- قبل از تاسيس شركت
- زمان تاسيس شركت
- بعد از تاسيس شركت (اداره شركت)
قبل از تاسيس بايد فرد كارآفرين چگونگي راه اندازي يك كسب و كار و مراحل آن,چگونگي انجام كارهاي گروهي و مهارتهاي ارتباطي و نظاير آن را بياموزد. در زمان تاسيس بايد در زمينه مسائل مالي,شناخت بازار,اصول مديريت, بيمه,اقتصاد,قانون كار وامور حقوقي، آگاهي و تبحر لازم را كسب نمايد.توانايي مديريت توسعه و رشد شركت , يافتن شيوه هاي جديد,رقابت و حفظ موقعيت در بازار,يافتن بازارهاي جديد نيز از جمله مهارتهاي مورد نياز كارآفرين بعد از تاسيس شركت هستند.
كليه هدفها و مراحل فوق به منظور ايجاد انگيزش در بين افراد و ايجاد كارآفرينان جديد,آگاهي دادن,هدايت و تشويق كارآفرينان به سوي كسب مهارتهاي لازم و ارائه آموزشهاي لازم براي كسب مهارتهاي مورد نياز به كارآفرينان صورت مي گيرد و گذراندن اين دوره ها براي موفقيت كارآفريناني كه قبلاً هيچگونه سابقه و زمينه محيطي لازم براي آنان فراهم نبوده ,ضروري است.

كارآفريني در دانشگاه‎هاي كشور
كارآفريني در دانشگاه‎هاي كشور
در سه دهه آخر قرن بيستم , تحقيقات در زمينه كارآفريني و مقولات مرتبط با آن از رشد شايان توجهي برخوردار بوده و آموزشهاي كارآفريني به صورت آموزشهاي دانشگاهي و غير دانشگاهي در كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه,گسترش بسياري يافته است.به دليل نقش ويژه كارآفرينان در توسعه اقتصادي, سياستهاي راهبردي بسياري از كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه به ترويج كارآفريني معطوف شده است.

سابقه كارآفريني در دانشگاه‎هاي كشور
سابقه كارآفريني در دانشگاه‎هاي كشور
در كشور ما در چند ساله اخير به موضوع كارآفريني توجه شده و قبل از آن , به جز چند مورد خاص, تقريباً سابقه اي در زمينه فعاليت در خصوص آن وجود نداشته است.متاسفانه عده زيادي از مسوولان,مردم و حتي تحصيلكرده ها و اساتيد دانشگاهي برداشت و تلقي غلط از كارآفريني دارند, زيرا اين واژه كه ترجمه اغواكننده اي از كلمه Entrepreneurship است, معني ايجاد كار يا اشتغال زايي را به ذهن متبادر مي سازد.در حالي كه كارآفريني داراي مفهومي وسيعتراز برداشت فوق از اين كلمه است. اين برداشت ناصحيح از كارآفريني و همچنين كثرت نيروي انساني بيكار در جامعه (بخصوص در بين دانش آموختگان دانشگاهي ), موجب شده بسياري از سياستهايي كه براي توسعه آن اتخاذ شده و نيز برنامه هاي تدوين شده , بخشنامه ها و سخنراني هاي مسوولان در اين خصوص , صرفاً جنبه اشتغال آفريني براي آن در نظر گرفته شود. حتي در دانشگاههاي كشورنيز كه بايد در زمينه توسعه كارآفريني به مفهوم واقعي آن و جهت دهي مناسب ديدگاهها و برداشتها از اين موضوع پيشتاز باشند،بعضا اين بي دقتي وجود دارد. شرايط اقتصادي,اجتماعي ,سياسي و فرهنگي كشور در سالهاي اخير موجب گرديده كه در برنامه سوم توسعه , به كارآفريني ,خصوصاً در ابعاد پژوهشي و آموزش و پرورش كارآفرينان توجه شود و اعتباراتي نيز در اين راستا پيش بيني گرددعلاوه بر آن منابع اعتباري براي پژوهش, اشاعه فرهنگ كارآفريني و نيز برنامه ريزي و حمايت از كارآفرينان توسط دستگاههاي اجرايي مختلف(ستادي , صنعتي ,كشاورزي و...) در نظر گرفته شده است. براساس برنامه سوم توسعه,طرحي تحت عنوان «طرح توسعه كارآفريني در دانشگاههاي كشور» كه به اختصار « كاراد» نام گرفته است.تدوين و اجراي آن با نظر سازمان مديريت و برنامه ريزي و وزارت علوم,تحقيقات و فناوري در 12 دانشگاه كشور شروع و مسووليت پيگيري , اجرا و امور ستادي آن از سوي وزارت علوم در اواخر سال 1379 به سازمان سنجش آموزش كشور واگذار گرديد.

دلايل مطرح شدن طرح كاراد
دلايل مطرح شدن طرح كاراد
مطالعه و بررسي در زمينه اقدامات به عمل آمده در رابطه با موضوع كارآفريني در كشورهاي مختلف بيانگر اين است كه دانشگاهها در زمينه هاي آموزشي و پژوهشي پيشقدم بوده اند.لذا در ايران نيز چنين رسالتي براي دانشگاهها متصور است. علاوه بر اين سيستم نظام آموزشي كشور ما, بويژه در بخش آموزش عالي با هدف تربيت نيروي انساني متخصص براي بخش دولتي شكل گرفته است. اين مساله موجب گرديده كه فارغ التحصيلان بدون توجه و قصد بكارگيري آموخته ها و نيز قوه خلاقيت و ابتكار خود در راستاي شروع كاري نو و ارايه محصول و يا خدمتي جديد, صرفاً به دنبال يافتن موقعيت هاي شغلي وارد بازار كار نيروي انساني شوند. اين در حالي است كه در شرايط فعلي كشور ما جذب نيروي انساني آماده به كار تقريباً متوقف شده است و بخش خصوصي نيز توان جذب فارغ التحصيلان آماده به كار را ندارد. با توجه به اينكه يكي از پيامدهاي مثبت پديده كارآفريني اشتغال مولد مي باشد, طرح كاراد با هدف رفع معضل فعلي كشور در زمينه بيكاري و نيز بهره مند شدن از ساير پيامدهاي كارآفريني همانند بروز خلاقيتها, توليد ثروت , ايجاد و به كارگيري فن آوري,رشد اعتماد به نفس در بين دانشگاهيان و فارغ التحصيلان و جلوگيري از مهاجرت نخبگان ارايه شده است.

به طور خلاصه اهداف طرح كاراد به شرح ذيل مي باشد
به طور خلاصه اهداف طرح كاراد به شرح ذيل مي باشد:
- ترويج روحيه و فرهنگ كارآفريني و ارتقاء شناخت جامعه دانشگاهي نسبت به كارآفريني, كارآفرينان و نقش آنان در رونق اقتصادي , ايجاد اشتغال و رفاه.
- ترغيب و جذب جامعه دانشگاهي به دوره هاي آموزش كارآفريني .
- گسترش تحقيقات تفصيلي در خصوص كارآفرينان , پروژه هاي كارآفريني , محيط و فضاي كارآفرينان و ساير زمينه هاي مرتبط با توجه به شرايط و مقتضيات ايران.

سياستهاي اجرايي طرح كاراد
سياست‎هاي اجرايي طرح كاراد
چنانكه ذكر شد در زمينه كار آفريني و مسايل مربوط به آن تا قبل از سال 79 و واگذاري , پيگيري و اجراي طرح كاراد به سازمان سنجش آموزش كشور , تجربه قابل استفاده اي در كشور وجود نداشت.لذا در ابتداي كار كميته اوليه اي با حضور مسوولان و كارشناسان سازمان و چند نفر از اساتيد و صاحبنظران آشنا به موضوع تشكيل و راهكارهاي مختلف مورد مطالعه و بررسي قرار گرفت. مهمترين تصميمي كه كميته مذكور گرفت , اقدام به سازماندهي اجراي طرح در سطح وزارت علوم, سازمان و دانشگاهها بود.در اين راستا آيين نامه اي تدوين و پس از بررسي هاي لازم و اعمال نظر اساتيد, دانشگاهها و صاحبنظران و تصويب وزير علوم تحقيقات و فناوري , در خرداد ماه سال 81 به كليه دانشگاهها و موسسات آموزش عالي ابلاغ شد. در آيين نامه مورد نظر ,ضمن ارائه تعاريف , اهداف و برنامه هاي طرح,اجراي آن در زمينه هاي ترويجي , پژوهشي و آموزشي پيش بيني و ساختار آن به شرح ذيل تعيين شد:
الف) شوراي مركزي كارآفريني كه وظيفه سياستگذاري و برنامه ريزي مركزي را به عهده دارد و به رياست وزير علوم تشكيل مي گردد.
ب) دبيرخانه طرح كاراد كه هماهنگي و پيگيري كليه امور ترويجي , آموزشي, پژوهشي و نيز پيگيري مصوبات شوراي مركزي را به عهده دارد.
ج) كميته كارآفريني هر دانشگاه كه سياست‎ها، برنامه‎ها و طرح‎هاي دانشگاه را در راستاي اهداف طرح كاراد
تعيين مي نمايد.
د) مركزكارآفريني هر دانشگاه كه واحد اجرايي طرح كاراد در دانشگاه است و تحت نظر رييس دانشگاه فعاليت مي كند.
از ابتداي سال 1385 دبيرخانه طرح كاراد از سازمان سنجش به سازمان پژوهشهاي علمي و صنعتي ايران منتقل و در اين سازمان مستقر گرديد.
فعاليتهاي طرح كاراد هم اكنون در44 دانشگاه كشور در حال اجرا بوده و با توجه به پيگيري ها و اقدامات به عمل آمده به زودي به ساير دانشگاههاي كشور نيز گسترش مي يابد. دانشگاههاي مجري طرح كاراد نسبت به تشكيل كميته و مركز كارآفريني اقدام نموده و برخي از آنها فعاليتهاي نسبتاً خوبي به منظور اجراي طرح انجام داده اند.در آخرين گزارش منتشره از سوي دبيرخانه طرح كاراد شرح اقدامات دانشگاهها درج شده است.




  کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دانشگاه آزاد اسلامی قزوین می باشد.
طراحی و پیاده سازی : اداره کل فناوری اطلاعات و ارتباطات-واحد اینترنت